لباس های ممنوع
در احکام دین اسلام، پوشیدن برخی لباسها ممنوع و حرام است. در تمامی این محدودیتها، نکته مسلم آن است که لباس باید از مختل کردن نظم عمومی جامعه به دور باشد و همانطور که باید امنیت فکری و اجتماعی افراد را تأمین کند، باید سلامت روح و روان جامعه را نیز فراهم آورد، نه آنکه خود به عنوان عاملی برای بی نظمی و پراکندگی افکار و انحراف آن از خط اصیل انسانی تبدیل شود.
ممنوعیت لباس، گاه برای آقایان است و گاه برای خانمها و زمانی نیز شامل هر دو جنس میشود. برای نمونه پوشیدن لباسهای حریر و زر بافت برای مردان نهی شده است و نماز را باطل میکند.
لباسهای ممنوع برای هر دو جنس شامل آنهایی میشودکه از اجزای بدن مردار باشد و یا پوشیدن لباسهایی که به واسطه خصوصیتی باعث انگشتنما شدن انسان شود، مانند لباس تنگ و چسبان که برخی از اندامهای بدن را برجسته می سازد. همچنین پوشیدن لباسهای مخصوص ن بوسیله آقایان و بالعکس از دیگر ممنوعیتهای مشترک لباس است.
همچنین اسلام از ن خواسته است تا تمام اعضا بدن آنها به جز قرص صورت و کف دو دست پوشیده باشد، لذا الگوها و مدهای پوششی مورد استفاده ن باید به گونهای باشد که بتواند این حدود را تأمین کند. احکام اسلامی به کراّت این سبک از پوشش را تأمین کننده شخصیت و منزلت وجودی زن میداند. به همین نحو، تعالیم اسلام، به استفاده از حلباب و خمار برای پوشش سر و سینه، شلوار برای پوشش پاها و لباسهای گشاد و تمام قد، برای پوشش اندام بدن توصیه میکند.
غیر از جنسها و پوششهای ممنوع، سایر لباسها از نظر جنس جایزند، لیکن در روایاتی که از معصومین رسیده است، توصیههایی در این مورد نیز به چشم میخورد. برای مثال در روایات بر لباسهای پشمی و کتان تأکید شده است. رنگ لباس نیز چون رنگ سایر اشیاء، نقش غیر قابل انکاری در اعصاب و روان و تلقی انسان از خود و محیط اطرافش دارد. اسلام نیز به تأثیر رنگ در زندگی توجه خاصی دارد و در مورد لباس و کفش در روایات، به توصیه های متعددی بر میخوریم. برای مثال، رسول خدا(ص) بهترین رنگ برای لباس را رنگ سفید میداند. همچنین بر رنگهای زرد و سبز و سرخ کم رنگ و کبود نیز تأکید شده است. همچنین انتخاب رنگ سیاه جز برای کفش و عمامه و عبا، با این توضیع که چادر هم نوعی عبا است، کراهت دارد. همچنین استفاده از پارچه های نرم و لطیف و در عین حال غیر نازک که بدن نما نباشد، از دیگر توصیههای اسلام در خصوص پوشش میباشد. البته همانطور که قبلاً ذکر آن رفت، بکارگیری شکل و مد، رنگ و جنس لباسها در شرایط متنوع محیطی و در میان اقوام و قبایل مختلف با یکدیگر متفاوت است؛ لذا یک تعریف جامع و مشخصی را برای الگوی پوشش نمیتوان ارائه نمود و اسلام تنها قواعد کلی را برای تبین الگوها و مدهای مناسب پوشش ارائه نموده است.
آنچه از سطور بالا میتوان استنتاج کرد، نه مخالفت اسلام با مد و زیبایی پوشاک، بلکه مخالفت با پدیده مدگرایی و مصرفگرایی افراطی است. رویکرد اسلام، علاوه بر توجه به اهمیت پوشاک و مد، سعی در معرفی بخشهای منفی و تاریک این شکل از مد گرایی، که به نظر می رسد مقیاس جهانی نیز یافته است، دارد. مسلماً مباحثی همچون مصرفگرایی، مادیگرایی، فرصتطلبی، خودپرستی و لذتگراییهای افراطی، همگی معلول عدم توجه به پیامدهای رواج مدگرایی افراطی در یک جامعه است.
برای نمونه، شهر تهران به عنوان کلان شهری که در معرض تغییرات حاصل از مدرنیته بوده و هست، در دهههای اخیر دستخوش دگرگونیهای ارزشی و رفتاری شده است. گسترش رسانههای گروهی و تبلیغات و بالا رفتن ضریب نفوذ اینترنت و ماهواره در میان شهروندان تهرانی، این تغییرات را تسریع نموده است. در دهه اخیر، ن به دلیل حضور بیشتری که در عرصه های تحصیلی و شغلی یافته اند و در اثر تغییر در سبک زندگی، غالباً مسئولیت خرید و تهیه اقلام مصرفی خانوادهها را بر عهده گرفتهاند، لذا بیشتر مخاطب مدها و تبلیغات و همچنین محور الگوهای ارزشی و نگرشی، ن هستند و رفتار آنها تأثیرات فردی و اجتماعی بسیار زیادی بر جای گذارده است. گاه در تحلیل ها بر اثر افزایش موج مصرفگرایی و مدپرستی که دیده میشود، تنها ن را قربانیان اصلی این پارادایم معرفی میکنند، در حالیکه حتی مسئله حجاب ن، به مثابه سکهایی دو رو هم متوجه ن میشود و آنها را از نگاه خیره مصون میدارد و هم آرامش محیطی را در جامعه و برای مردمان به همراه دارد.
با آسیبشناسی این شکل از مدگرایی و پوشاک، وم گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه نمایان میگردد. افزایش محرکات جنسی، از یک سو به تغییر الگوی مصرف در لوازم آرایشی و پوشاک و به تبع آن با منافع مادی گروهی از سرمایه داران و تجار در ارتباط است و از سوی دیگر با منافع نامشروع ناشران مطبوعات تحریکزا و صاحبان شرکتهای فساد و تروریسم جنسی گره خورده است. این مهم علاوه بر تبیین ضرورت تغییر در وضع موجود، میتواند پاسخی به این پرسش باشد که چرا مقابله با مفاسد جنسی و اصلاح اخلاق اجتماعی، غالباً ناموفق بوده است.
به نظر میرسد که از عوامل اصلی ناکامی در مبارزه با اینگونه مفاسد، عدم شناخت کافی از عوامل مدگرایی از یک طرف و ظرفیتهای ملی- دینی از سوی دیگر است. برخی باورهای رایج در جامعه معتقدند که مقابله با پیامدهای منفی مدگرایی، خصوصاً در زمینه پوشاک و آرایش، تنها از طریق کنترلهای اجتماعی، عملکرد پلیسی و تحریمهای قانونی امکانپذیر است و دولت و مسئولین را در برخورد مناسب با این مسئله اجتماعی حساس میکنند. سؤالی که در برابر این گروه بی پاسخ مانده است، این است که چرا عکسالعملهای دولت و مسئولین، تاکنون موفقیت چندانی به همراه نداشته است و حتی قانونگذاریهای متعدد نیز کمک شایانی نکردهاند؟»
از طرف دیگر، مدگرایان افراطی، از اینکه از انجام آنچه دوست دارند و می پسندند آزاد نیستند، ناراضی بوده و مسئولین عرصه فرهنگ را به تحجر و ممانعت از آزادیهای فردی متهم میکنند. در این طیف برخی نیز معتقدند که آزادی کامل در عرصه پوشاک میتواند جامعه را به تعادل منطقی بین سبکهای مختلف زندگی برساند!
در حالیکه ت کلی اسلام در مورد پوشاک، حفظ اخلاق تربیتی و جنسی، تسهیل در ء مشروع نیازها، پیشگیری از زمینههای گناه، تقویت خویشتن داری (عفاف)، تقویت احساس مسئولیت در دفاع از حریم شخصی و مقابله جدی با مفاسد اجتماعی و اشاعه منکرات در محیط اجتماعی است و این امر ممکن نمیشود، مگر با ارائه مدلها و سبکهای پوشش و لباسهای جایگزین که در عین حفظ معیارهای اسلامی و با استفاده از شاخص های ملی و قومیتی، بتواند به درستی با سبکها و مدهای پوشش غربی رقابت کند.
این امر همچنین میتواند باعث ایجاد فرصتهای اشتغال فراوان و ارزآوری برای اقتصاد ملی، از طریق توسعه صادرات آن باشد. از لحاظ فرهنگی نیز هویت و شخصیت ملی را بهبود بخشد و غرور و افتخار ملی را به همراه داشته باشد. لذا از آنجا که فرهنگ مقولهای بخش نامهایی نیست، هرگونه تغییری در جهت ارائه و رواج دادن نوع مطلوبی از پوشاک در جامعه، نیاز به آگاهی و شناخت نیازها، معیارهای مطلوب پوشش، شناخت عناصر فرهنگی و ملی و همچنین آگاهی در شیوههای صحیح تبلیغ دارد. همچنین از آنجایی که فرهنگ، شیوه زندگی یک جامعه نیز است، بر این اساس مشارکت همگانی برای تقابل با فرهنگ مهاجم و اصلاح فرهنگ پوشاک و مد ضروری مینماید و اقدامات قهر آمیز و تصمیمات یک جانبه و عدم توجه به برنامهریزی مشارکت جو، شرایط را بهبود نمیبخشد. برای تحقق چنین چارچوبی، اجتهاد مستمر فرهنگی در قالب ارائه طرح های نو، میتواند ضمن جهت دهی به مد، به تولید و اقتصاد ملی نیز کمک بایستهایی کند.
پوشیدن برخی لباسها ممنوع و حرام
نیز ,پوشش ,جامعه ,رنگ ,لباس ,ن ,است و ,پوشاک و ,شده است ,که در ,و در ,برخی لباسها ممنوع

درباره این سایت